در امر ازدواج تصميم نهايي با پسر و دختري است كه ميخواهند باهم زندگي جديد را در كنارهم شروع كنند؛ امّا با توجه به حساس بودن ازدواج، تصميمگيري در اين امر خطير بدون مشورت و هدايت بزرگترهاي مجرّب، كاري پسنديدهاي به نظر نميرسد. نظرخواهي از پدر، مادر و ديگر اقوام درجه يك، نوعي احترام و قدرشناسي از يكسو و استفاده از تجارب آنها براي سعادتمندي خويش از ديگر سو ميباشد.
پيامبر خدا6 وقتي كه ميخواهد تشكيل خانواده دهد به سراغ عموها ميرود و اين امر بسيار مهم را با آنان در ميان ميگذارد. در اين باره چنين آمده است كه: mخديجه به پيامبر6 پيشنهاد كرد كه او را به همسري برگزيند... وي آن را با عموهاي خويش در ميان گذاشت و به همراهي حمزه بن عبدالمطلب و ابوطالب و ديگران روانه شد تا بر خويلد پدر آن بانو در آمد و او را خواستگاري كرد.n[5]
در مشورت خواستن پيامبر2، هردو احتمال وجود دارد (احترام گذاشتن و استفاده از تجارب بزرگترها) اما احتمال اوّل بيشتر است چون پيامبر2 ميخواست كه در زندگي شخصي خود، وارد مهمترين مرحلهاي از زندگي شود و عموها كه پيامبر2 را از فرزندان خويش بيشتر دوست داشتند و تمام آرزو و خواستشان اين بودند كه حضرت با بهترين زن ازدواج كند و مهمتر اينكه ميخواستند در اين انتخاب نقش داشته باشند. لذا