تمايل به جنس مخالف، در سرشت انسانها نهاده شده است و از قويترين غرايز به حساب ميآيد. يكي از اهداف مهم در ازدواج، فراهم ساختن زمينهي ارضاي سالم و صحيح اين غريزه است.
نكتهي قابل دقت و يادآوري اين است كه mاعتقاد به پليدي و ناپاك بودن اعمال جنسي، ممكن است موجب سركوبي اين ميل شود.n[1] مع الأسف mبعضي از آئينها علاقهي جنسي را ذاتاً پليد و آميزش جنسي (ولو با همسر شرعي و قانوني) را موجب تباهي و سقوط ميدانند.n[2] در حاليكه mاز نظر اسلام، علاقه جنسي نه تنها با معنويت و روحانيت منافات ندارد، بلكه جزء خُلق و خوي انبياء است.n[3]
يكي از زناني كه پيامبر6 با او ازدواج كرد، سناة عامريه بود. mچون پيغمبر6 به نزد سناة آمد، از او تقاضاي همخوابي نمود. وي گفت: از تو به خدا پناه ميبرم [پيامبر و از اين قبيل اعمال!] حضرت چون اين سخن را از او شنيد خود را واپس كشيد و او را طلاق گفتn.[4] رفتار سناة نشانگر اين مطلب است كه ايشان عمل آميزش را ناپسند و قبيح ميدانستهاست. لذا چنين عملي را در شأن پيامبر6 نميبيند و باعث تعجب او ميشود. حال سئوال اين است: آيا پيامبر6 سناة را به خاطر عدم تمكين در امر آميزش كه حق شخصي حضرت بود طلاق داد؟ يا از آن جهت كه چنين طرز تفكري (پليد دانستن عمل جنسي) داشت؟
با توجه به عفو و گذشت و خلق نيكوي پيامبر6 ، اين احتمال كه حضرت به خاطر ضايع شدن حق خودش طلاق داده باشد، ضعيف به نظر ميرسد. امّا با توجه به مقام رسالت و تبليغ دين كه بايد با انحرافات و خرافات مبارزه كند و راه صحيح را به جامعهي بشري نشان دهد، ايجاب ميكند كه حضرت سناة را به خاطر داشتن چنين طرز تفكري طلاق داده باشد، زياد است.
لذا ميبينيم كه پيامبر2 در قبال اين استعداد طبيعي، نه تنها آن را سركوب نكردند، بلكه با شناخت و درك صحيح اين غريزه، در صدد ارضاي سالم و مشروع آن برآمدند. حسن بن جهم ميگويد: mحضرت ابوالحسن را ديدم كه موهاي خود را خضاب كرده بود، گفتم فدايت شوم، شما هم خضاب ميكنيد؟ فرمود: mنعم، ان التهيّة والخضاب ممّا يزيد في عفّة النساء؛ اصلاح و آمادگي بر عفت زنان ميافزايد، زناني بودند كه عفت را رها كردند از آن جهت كه شوهرانشان اصلاح تن و آمادگي را ترك كردندn.[5]
رفتار و كردار پيشوايان دينE درمحيط خانواده با همسران، جامع و فراگير است، يعني تمامي نيازها و استعدادها، مورد نظر بوده است. به هر يك از مسائل مادي و معنوي به اندازهي اهميت و ارزششان توجه شده است. mحضرت زهراI گرانبهاترين عطر را كه در اختيار داشت، فقط براي شوهر گرامي خود و لحظات مناجات و راز و نياز با پروردگار حق تعالي استفاده مينمودn.[6] در باره امام حسينB مينويسند: mامامB گاهي عمامه سياه بر سر ميگذاشت و... اما در خانه كلاه گلدوزي بر سر ميگذاشتn.[7]
از جمله مسائل ديگري كه پيامبر2 در اين زمينه به آن توجه داشتند، اين بود كه آميزش را با كمال آرامش و با حالتي سرشار از عشق، معنويت و قداست تمام انجام ميدادند. نام خداوند را بر زبان ميآورد و سوره توحيد قرائت ميكردند.[8] ام سلمه نقل ميكند كه: mكان رسول الله6 اذا أتي امرأة من نسائه، غطّي رأسه و خفض صوته، و قال للمرأة: عليك بالسكنية والوقار؛[9] پيامبر6 وقتي نزد يكي از همسرانش [براي آميزش] ميآمد سر مباركش را ميپوشانيد، نرم و ملايم صحبت ميكرد و همسرش را نيز به سكون و آرامش فرا ميخواند»
[1][1]. گنجي، حمزه، «روانشناسي عمومي» [بيجا] بعثت، 1348، ص 287 .
[2]. مطهري، مرتضي، «اخلاق جنسي در اسلام و غرب» تهران: كانون انتشارات محمدي، 1348، ص 10.
[3]. همان، ص 14 .
[4]. حسيني دشتي، مصطفي، «معارف و معاريف» (دايرة المعارف جامع اسلامي) تهران: مؤسسه فرهنگي آرايه، 1369 ، ج 10، ص 526.
[5]. حرعاملي، محمد بن حسن، «وسائل الشيعه» ج 20، ص 246 .
[6]. ماجراجو، محسن، «نيازها و روابط زن و شوهر» قم: لاهوت، 1383، ص 9-138 .
[7]. عمادالدين، حسين، «زندگاني امام حسينA» تهران: محمد ناصر خسرو، چاپ سوم، 1366، ص 44.
[8]. غزالي، محمد ابيحامد، «احياء علوم الدين» ج 2، ص 106 .
[9]. الصاغرجي، اسعد محمد سعيد، «سيدنا رسول الله الاسوة الحسنة»ج 2؛ ص 390.