حال نگاهي مياندازيم به سيره عملي پيامبر2 كه ميزان مهريه همسران آن حضرت چه مقدار بوده است. مهريه همسران رسول خدا آنچه كه متواتر است پانصد درهم و يا با اندك تفاوت نقل شده است. راجع به مقدار مهريه همسران پيامبر6 از عايشه سئوال ميشود وي در جواب ميگويد: mفتلك خمس مئة درهم، فهذا صداق رسول الله6 لازواجه؛[1] ميزان مهريهاي آنان پانصد درهم بود. اين مقدار مهريهاي بود كه پيامبر2 براي همسرانش قرار داده بود». امام صادقA در باره مهريه زنان و دختران پيامبر2 ميگويد كه: «ما تزوج رسول الله2 شيئاً من نسائه و لازوّج شيئاً من بناته علي اكثر من اثنتي عشرة اوقيه و نش؛[2] هيچگاه مهريه زنان پيامبر2 و دختران آن حضرت بيش از دوازده اوقيه و نصف نبود». در جاي ديگر ميفرمايد: «ساق رسول الله ألي ازواجه اثنتي عشرة اوقية و نشّا و الاوقية اربعون درهماً و النشّ نصف الاوقية عشرون درهماً فكان ذلك خمسمائة درهم؛[3] مهريه فرستاده خدا به همسرانشان، دوازده اوقيه و نشّ بود و اوقيه به مقدار چهل درهم و نشّ نصف اوقيه يعني بيست درهم است كه مجموع آن پانصد درهم ميشود».
از بررسي سيره رسول خدا2 در باره مهريه همسرانشان معلوم شد كه حضرت مهريه همهگي را به يك اندازه قرار داده است. حضرت حتي به ام حبيبه كه در عالم غربت و به دور از اقوام زندگي ميكرد كه قطعاً به پول بيشتري نياز داشت، نيز همان مهريه را ميفرستد كه به ديگران داده بود. لذا ميبينيم كه پيامبر2 در باره مهريه هيچ ملاحظهاي را نميكند. نه به وضعيت مالي خود توجه دارد و نه به شرايط و نيازمندي همسران. حال آنكه در مراسم عروسي و اطعام دادن به توانايي مالي خود نگاه ميكرد.
براي اين كار پيامبر2 كه مهريه همه را به يك اندازه ميداد، شايد علتهاي زيادي وجود داشته باشد. اما آنكه از همه احتمالش بيشتر ميرود اين است كه با توجه به اصل فلسفه مهريه كه براي ميمنت و مبارك بادي زندگي جديد و شيرينتر كردن آن وضع شده است؛ براي كساني كه مثل پيامبر2 زنهاي متعدد داشت، اگر اين آينده نگري يعني تساوي مهريه را نميداشت، مسلماً از آن محبت و مهرورزي كه براي زندگي جديد پيش بيني شده است خبري نبود. چون براي آن عده از همسران پيامبر2 كه مهريه كمتري دريافت كرده بود، اين احتمال را ميداد كه حضرت او را به اندازه آن همسري كه مهريه بيشتر دريافت كرده دوست نداشته باشد.
سيره عملي پيامبر2 حكايت از تقديم اين هديه، در اوّل زندگي مشترك دارد. در باره رسول گرامي اسلام آمده است كه: « پيامبر6 مهريه ام حبيبه دختر ابوسفيان بن حرب را به خانه وي فرستاد».[4] نقل شده است كه: «نجاشي پادشاه حبشه به احترام پيامبر2 چهار صد درهم را به چهار هزار درهم رساند و به ام حبيبه تقديم كرد».[5] پيامبر2 مهريه ام حبيبه را زودتر از موعود، در شرايط كه به آن سخت نياز داشت پرداخت نمود.
ابن عباس ميگويد: «لما زوج النبي2 فاطمة عليا قال له النبي اعطها شيئاً قال ما عندي شيء قال فأين درعك الحطمية قال علي عندي قال فأعطها أياها؛[6] هنگامي كه پيامبر6 فاطمه را به ازدواج عليA درآورد به علي گفت: علي جان حالا كه ميخواهي همسرت را ملاقات كني بايد اين ديدار، همراه با تحفه و هديه (مهريه) باشد.[تا زندگي شما شيرينتر و محبتآميزتر گردد.] عليA در جواب پيامبر6 ميفرمايد: يا رسول الله چيزي[كه لياقت و شايستگي زهرا را داشته باشد] ندارم. پيامبر6 ميگويد: زره حطميه كجاست؟ جواب ميدهد كه نزد من است. حضرت ميفرمايد كه قيمت همان را به فاطمه بدهيد».
پس معلوم شد كه پيامبر2 و ائمهE مهريه همسرانشان را در اوّل زندگي تقديم ميكردند. امام حسينA ميفرمايد كه: mانا نتزوّج النساء فتعطيهن مهورهن؛[7] ما در همان ابتداي ازدواج، مهريه همسرانمان را پرداخت ميكنيم».
از سيرهي عملي پيامبر2 و امامان معصومE به دست ميآيد كه آنان به عشق و احساسات پاك شريك زندگي جديد احترام ميگذاشتند و آن را ابراز ميكردند. با مهر و عشق مهريه را به صورت نقدي اهداء مينمودند.
پس مهريه وسيلهاي براي لذتبخش نمودن زندگي و عامل قوي براي الفت بين زن و شوهر است؛ نه اهرم فشار و مچگيري. mقانونگذار، مهريه را براي جبران نقص ارث زن و جلوگيري از طلاقهاي بيمورد و اثبات پايمردي و علاقه مرد به اتحاد با زن مقرر كرده است.n[8] اگر مهريه را اهرم فشار براي جلوگيري از طلاقهاي بيمورد بدانيم؛ اولاً اين فرضيه، با كردار وگفتار پيشوايان پاكE كه مهريه را در اول زندگي پرداخت ميكردند و با توصيه آنان مبني بر كم بودن مهريه سازگاري ندارد. زيرا مهريهاي كه پرداخت شده است و مهريهاي كه از نظر ارزش مالي ناچيز است نميتواند اهرم فشار باشد. و ثانياً اين فرضيه (اهرم فشار) سبب ميشود كه مهريهها روز به روز بالا و بالاتر رود و پرداخت آن نميتواند به صورت mنحلةn با ميل و رغبت باشد.
از رفتار، كردار و گفتار پيشوايان دينE به دست ميآيد كه زندگي مشترك، لايههاي ظريف و ناپيدايي دارد كه اگر خوب شناسايي و مطابق آن عمل نشود نميتوان خانواده موفقي داشت. پس بر ماست كه در زندگي معصومانE دقت نماييم و راز و رمزهاي استحكام خانواده را بياموزيم.
[1]. صاغرجي، اسعد محمد سعيد، «سيدنا رسول الله الاسوة الحسنة» ص 363 .
[2] . صدوق، ابن بابويه محمد بن علي، « معاني الاخبار» قم: جامعه مدرسين، 1367، ص214.
[3] . كليني، محمد بن يعقوب، «الكافي» ج5، ص376.
[4]. ابن اثير، عزالدين، «تاريخ كامل» ج 3، ص 1179.
[5] . صاغرجي، اسعد محمد سعيد، «سيدنا رسول الله الاسوة الحسنة» ج2، ص364.
[6] . مجلسي، محمد باقر، «بحار» ج43، ص107.
[7]. كليني، محمد بن يعقوب، «الكافي»ج 6؛ ص 476.
[8]. كاتوزيان، ناصر، «حقوق مدني خانواده» تهران: ميزان، چاپ سوم، 1383، ص 112.