حضرت عليA از جريان خواستگاري خويش ميگويد: mفلمّا رآني رسول الله2 ضحك ثم قال: ما جاءبك يا اباالحسن حاجتك؟؛[i] فرستاده خدا وقتي من را ديد خنديد آنگا فرمود: چه نيازي تو را به اينجا آورده است اي ابوالحسن؟n عليA خواستهي خويش را مطرح ميكند. پيامبر6 فرمود: mيا علي انّه قد ذكرها قبلك رجال فذكرت ذالك لها فرأيت الكراهة في وجهها ولكن علي رسلك حتي أخرج اليك؛[ii]يا عليA قبل از تو كسان ديگري نيز فاطمهI را از من خواستگاري كردهاند و من خواست آنها را به فاطمهI عرضه داشتهام، اما ناخوشآيندي را در چهرهي او يافتهام ولي صبر كن تا باز گردم». «پيامبر6 پس از مطرح كردن خواست عليA با دختر گرامي خويش، همين كه سكوت و عدم اعراض و كراهت او را ديد، با خوشحالي بانك mالله اكبرn برآورد و فرمود: mسكوتها اقرار» سكوت زهراI علامت رضايت و خواست او است»[iii]
نكتههايي را كه ميتوان از جريان خواستگاري فاطمهI دختر پيامبر6 استفاده كرد چنين است:
1. شخصيت اصلي اين سيره، فاطمهI است به عنوان دختري كه تشكيل خانواده ميدهد. غير از فاطمهI حتي پدر بزرگوارش هر آنچه در اين جريان نقش دارد، در راستاي تأمين منافع و خوشبختي فاطمهI بسيج شده است. در جريان خواستگاري فاطمهI اگر نگاهي عميقتر داشته باشيم ميبينيم كه پيامبر6 نقش يك واسطه را دارد، پيشنهاد خواستگاران را به فاطمهI منتقل ميكند. اما طبق وظيفهاي كه دارد بايد طرف مشاوره زهراI نيز قرار بگيرد. اما بعد از مشاوره دادن و راهنمايي تصميم نهايي، با خود فاطمهI است.
2. شرط دانستن نظارت و رضايت پدر در امر ازدواج دختر با قيد تأمين مصالح دختر، هيچ منافات با آزادي دختر ندارد چون تصميم نهايي با خود دختر است.
3. چرا زهراI به درخواست عليA پاسخ مثبت داد؟ مگر عليA چه داشت كه ديگران نداشتند؟ چيزي كه به ذهن تبادر ميكند، داشتن مقام و منزلت بيهمتايي زهراI است كه خواستگاران ديگر، غير از عليA از آن محروم بودند. مقام عصمت، ايمان در حد اعلي و حسن خلق. بنابراين نكتهي چهارم را كه ميتوان از سيره ازدواج فاطمهI استفاده كرد همشأن بودن عروس و داماد است.
[i] . مجلسي، محمد باقر، «بحار» ج 43؛ ص 93.
[ii] . حر عاملي،محمد بن الحسن «وسائل الشيعه» قم: آل البيتE، 1409 هـ ق ج 20؛ ص 275.
[iii] . همان .